![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
دوباره اومدم .سلام خوبی سمن جون عزیز دلم واست تنگ شده بود. من هر وقت که دلم از عالم و آدم میگیره میام پیش تو یه کم درد دل میکنم حالم بهتر میشه. میدونی هر وقت که میخوام برات حرف بزنم کلی حرف دارم ولی وقتی که میخوام برات از خودم بگم اینگاری که هیچ چیزی برای گفتن ندارم. خیلی عجیبه نه
دلم میخواست که یه کاری میکردم . ولی باز هم نمیتونم. با هام خیلی حرف زدن که از این حالت در بیام میدونم که راست میگن ولی ... بگذریم نمیخوام که اوقاتتو با این جور حرف زدن تلخ کنم. بزار از سهراب بگم که هر وقت دلم میگیره سهراب آرومم میکنه
متن قدیم شب
ای میان سخن های سبز نجومی ! عفت سنگ را می سوزاند . سینه آب در حسرت عکس یک باغ می سوزد. سیب روزانه در دهان طعم یک وهم دارد. ای هراس قدیم! در خطاب تو انگشت های نا از هوش رفتند. امشب دست هایم نهایت ندارند: امشب از شاخه های اساطیری میوه می چینند. امشب هر درختی به اندازه ترس من برگ دارد. جرات حرف در هرم دیدار حل شد. ای سر آغاز های ملون! چشم های مرا در وزش های جادو حمایت کنید. من هنوز موهبت های مجهول شب را خواب می بینم من هنوز تشنه آب های مشبک هستم دگمه های لباسم رنگ اوراد اعصار جادوست. در علف زار پیش از شیوع تکلم آخرین جشن جسمانی ما بپا بود. من در این جشن موسیقی اختران را از درون سفالینه ها می شنیدم ونگاهم پر از کوچ جادوگران بود. ای قدیمیترین عکس نرگس .در آیینه حزن ! جذبه تو مرا همچنان برد. شاید ...
مرسی سمن جونم الان خیلی آروم شدم که با هات حرف زدم اگه باز هم عمری باقی بود میام بدرود
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 20:10 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |