تبليغاتX
سمن بویان
سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

و باز هم سلام.سلامی به تمامی <<تارا>>

 

امروز برگی دیگر از دفتر زندگی من میافتد.و من حس میکنم کمی بزرگتر شده ام.سمن جان حس میکنم امروز با روزهای دیگه فرق داره.

 

امروز یاد گرفتم که خدا رو جور دیگر ببینم.امروز یاد گرفتم که خدا رو با تمام وجودم حس کنم.ازش شرمسارم...

 

میدونی چرا ؟چون حس میکنم ازش خیلی دور شدم.حس میکنم که فاصلم با خدا خیلی زیاد شده

 

امروز یاد گرفتم که با خدا مثل دوستم که باهاش صمیمی هستم بر خورد کنم.حس میکنم الان که دارم در مورد خدا صحبت میکنم بهش خیلی

 

نزدیکم و خیلی دوسش دارم...

 

پاداش

 

گیاه تلخ افسونی!

 

شوکران بنفش خورشید را

 

در جام سپید بیابان ها لحظه لحظه نوشیدم

 

و در آئینه نفس کشنده سهراب

 

تصویر تو را در هر گام زنده یافتم.

 

در چشمانم چه تابش ها که نریخت!

 

ودر رگ هایم چه عطش ها که نشکفت!

 

آمدم تا تو را بویم,

 

و تو زهر دوزخی ات رابا نفسم امیختی

 

به پاس این همه راهی که آمدم

 

غبار نیلی شب ها را هم میگرفت

 

و غریو ریگ روان خوابم می ربود.

 

چه رویا ها که پاره نشد!

 

ومن بر رشته صدای ره سپردم

 

که پایانش در تو بود.

 

آمدم تا تو را بویم,

 

و تورا زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی

 

به پاس این همه راهی که آمدم

 

دیار من آن سوی بیابان هاست

 

یادگارش در آغاز سفر همراهم بود.

 

هنگامی که چشمش بر نخستین پرده بنفش نیمروز افتاد.

 

از وحشت غبار شد

 

و من تنها تر شدم.

 

چشمک افق ها چه فریب ها که به نگاهم نیاویخت!

 

و انگشت شهاب ها چه بیراهه ها که نشانم نداد!

 

آمدم تا تورابویم,

 

وتو:گیاه تلخ افسونی!

 

به پاس این همه راهی که آمدم

 

زهر دوزخی ات را با نفسم آمیختی,

 

به پاس این همه راهی که آمدم.

 

تا دیداری  دوباره بدرور

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 20:48  توسط تارا شمیم | 
 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام..
تارا هستم تارا شمیم.
از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین
کمال تشکر را دارم
مرسی..

نوشته های پیشین
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آن چه که گذشت
دردل
بازهم سلام
گل ایینه
شب های تنهایی دل تارا
غصه شبانه
مرغ افسانه
شب سرد زمستون
وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم
روز نو شبی نو
حسین که بود
همزبانان
محمد
سمن بویان(بهونه)
این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم
Armageddon
نونا جون
شقایق عزیز
نانا جان عزیز
دنیای بارونی من

JavaScript Codes JavaScript Codesan>