![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
قشنگترین و زیبا ترین اول هر صحبتی سلام است.پس سلامی به زیبایی دل شب میگم شب چون شب واقعا زیباست.هر چیزی که تو شب دیده میشه زیباست ستارگان با تلئلو زیباشون با چشمک زدنهاشون اونقدر جذاب و گیراست که دل هر بیننده رو آب میکنه . وقلم هر نویسنده ای به حرکت در میاد.از ستاره که بگذریم ماه هم برای خودش حکایتی داره وقتی به ماه نگاه میکنم حس میکنم داره باهام حرف میزنه و یه جورایی درد دل میکنه.نمیدونم یه حسی بهم دست میده حس میکنم که ماه عاشق بوده ویه اتفاق باعث شده که عشقشو از دست بده بعضی وقتها که با ماه حرف میزنم واسش گریه میکنم.یه جورایی تنهاست فکر میکنم کسی دوسش نداره و اون کسی هم که دوسش داشته از دست داده.اون هر روز به یاد عشقش تغییر میکنه .از روزی که دلش درگیر شد شروع میشه و هر چه اون عشق دوام میافت ماه نیز بزرگ تر و درخشان تر میشه تا این که میفهمه که دیگه عشقشو ازش گرفتن اون موقع هستش که میره یه گوشه کز میکنه و گریه میکنه دیدید که ماه چه حکایت عجیبی داره من که همیشه دلم نگرانش روزنه ای به رنگ در شب تردید من,برگ نگاه! می روی با موج خاموشی کجا؟ ریشه ام از هوشیاری خورده آب: دور بود از سبزه زار رنگ ها زورق بستر فراز موج خواب. پرتویی آیینه را لبریز کرد: طرح من آلوده شد با آفتاب. اندهی خم شد فراز شط نور: چشم من را در آب میبیند مرا. سایه ترسی به ره لغزید و رفت. جویباری خواب میبیند مرا. در نسیم لغزشی رفتم به راه, راه, نقش پای من از یاد برد. سر گذشت من به لب ها ره نیافت: ریگ باد آورده ای را باد برد. و اینبار هم گذشت تا آغازی دوباره بدرود
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 19:9 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |