![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
سلام
سمن جان امروز ۲۴ اسفند و تولد بهترین هاست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 12:13 توسط تارا شمیم |
|
|
سمن جان سلام امروز یه روز متفاوتی بود که اصلا حتی فکرش رو هم نمیکردم امروز یه جایی رفتم میخواهی بدونی کجا؟ یه جایی که پر بود از زیبایی که همه اونها در مقابل زیبایی او هیچ بود تمام اون لحظه ها من اصلا اونجا نبودم وای ........ ای کاش زمان تا آخردنیا تو اون لحظه می ایستاد سمن جان میدونی کلی حرف بود که می خواستم واسش بگم ولی تو اون لحظات فقط نگاه کردم وای حتی نتونستم خوب نگاش کنم تو اون لحظات غریب دلم میخواست فقط گریه کنم یه بغض چند ماهه راه گلوم رو بسته بود وای سمن کاش نمیرفتم داشت که فراموش میشد ولی دوباره اون آتش زیر خاکستر شعله ور شد و این بار شعله هاش داره خودمو میسوزونه مینویسم ,واسه تو مینویسم که دلم تنگ شدهمینویسم ,واسه تو مینویسم که دیگه طاقت گریه نیست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 22:11 توسط تارا شمیم |
|
|
.........................
......................................... ................................. ............................................... ............................. ... و باز نقطه سر خط |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 19:36 توسط تارا شمیم |
|
|
باز یک سال گذشت یک سال که پر بود از انواع ماجراها هیچ وقت روز تولدم خوشحال نبودم چرا؟ نمیدونم همه دوستان تولدم رو تبریک گفتند ولی همیشه یه سئوال تو ذهنم بوده که چرا روز تولد رو باید تبریگ گفت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 19:59 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |