تبليغاتX
سمن بویان
سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو

سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو

ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم

ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم

روشنترین ستاره ام میخواهمت میخواهمت

تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت

ای همه وجود من نبود تو نبود من

ای همه وجود من نبود تو نبود من...

کاش میشد که هر روز 28 اسفند ماه بود روزی که بهترین روز عمر من بود و ای کاش زمان برای ابد همان روز متوقف میشد

ای هستی من و ای نازنینم صبح دم را با تو آغاز میکنم و در کوچه های تاریک این شهر به دنبال نشانی از تو میگردم ولی افسوس که تو در این هوای دمکده نیستی

بی هیچ خبری و نشانی دل تارا رها کردی و رفتی ای همه وجود من پیش خود فکر نکردی که در این دنیای وانفسی تنها گذاشتن یه دل تنها چه پیامدهایی داره

عشق من در نبودت چه کنم

به امید تو بود که زنده بودم ازین پس چه کنم

کاش دو بال داشتم و به سویت پرواز میکردم هر جا که باشه

عشق من گل همیشه بهار من نازنینم با صدای آهسته فریاد میزنم :

..... دوست دارم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:50  توسط تارا شمیم | 

سلام

و باز تنهایم گذاشت

با تو هستم ای نازنینم با تو با تویی که تمام هستیم هستی با تو که حاظرم تمام هست و

نیستمو بدم تا تو با من مهربان باشی دارم برای تو مینویسم تویی که عمر و جونمی

کاش میدونستی که نفسم به نفست زنده است کاش میدونستی هر کاری می کنم

تا بتونم اون لبخند قشنگتو رو اون لبای زیبات ببینم

کاش میدونستی حاظرم هر کاری بکنم تا تو رو شاد ببینم

آره ای قشنگترینم آره

غروب که میشه احساس میکنم که غم دنیا رو دلم نشسته و تو با اون دستای مهربونت

اشکایی که به خاطر دوری تو سرازیر میشنو پاک میکنی

اون موقع است که حس میکنم خدا دو تا بال بهم داده و همون جوری که خودت گفتی به

سمتت بال بال میزنم

ولی افسوس ...

افسوس که خیالی بیش نیست و من جز قاب عکس خالی چیز دیگه ای نمیبینم

میدونم هنوز دلت پیش منه میدونم که هنوز به من فکر میکنی

اینا رو خوب میدونم اینم خوب میدونم که تو اینو نمیدونی که تا نفسم میادم میره تو تو قلب

منی

مگه یادت نیست اون روزی که اومدی تو قلبم در قلبمو قفل کردم کلیدش رو هم انداختم دور

الان دیگه تو زندونی قلب منی تو محکوم به ابدی و تا ابد اونجا موندگاری

پس سعی نکن خودتو از تو قلبم نجات بدی

آره نازنینم آره گل زیبای من

تا عمر دارم فراموشت نمیکنم پس سعی نکن ادای آدمهای خشک و بی احساس رو بازی

کنی

اگه ازم دلخوری اگه ازم ناراحتی اگه ازم کینه به دل داری همینجا میگم منو ببخش

منو ببخش

منو ببخش

ببخش نازنینم ولی قسمت میدم به عشق قسمت میدم به عاشقا قسمت میدم به ...

تنهام نزار من بی تو میمیرم تنهام نزار قسمت میدم گل من قسمت میدم نازنینم

قسمت میدم به قلب تارا قلبی که یکی در میوم میزنه

به اون قلبی که اندازه یه دریاست چون تو تو قلبشی پس قسمت میدم که تنهام نزار ....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 20:30  توسط تارا شمیم | 

وگذشت و گذشت تابه این جا رسید که وقت رفتن و جدایی

و آومد اون روزی که ...

امشب شب مرگ تارا بود .

آخه وقتی که از آدم عشقشو بگیرن یعنی که دیگه اون آدم دیگه مرده.

منم امشب مردم

پس های ای مردم بیاییدو به خونواده من تسلیت بگین

و من تنها ادم مرده ای هستم که در مراسم خاکسپاریم شرکت دارم

امشب شب مرگ منه

امشب تارا به دیار باقی میره.

وقتی اینجا میایید برای آرامش من برام حتما فاتحه بخونید

....

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:38  توسط تارا شمیم | 

و باز هم سفر ودوباره رفتن وتکرار شدن و دوباره تنها شدن و در دیدار یار سوختن و آب شدن.

امشب سخت ترین و تلخ ترینشبی است که میگذرد.

همیشه از سفر بیزار بودم هیچ وقت دلیل آن را نمیدانستم .نمیدانستم شاید روزی معبودم در سفر باشد و من بخاطر همین از سفر بیزار بودم.

مینویسم:

عشق من بمون و دلواپسم نزار

چرا که تا وقتی کنارمی با تو دلخوشم

چراکه تا وقتی که یارمی با تو زنده ام

بمون عشق من بمون و تنهام نزاربمون و برام ترانه های عاشقانه بخوان

بمون و از روزهایخوب وصل بگو بمون و از جدایی نگو بمون و برام قصه های عاشقانه بگو

بمون که تا هستی هستم

بمون و نزار این اشکام سرازیر بشن بمون و مرهم دل زخم خوردم باش بمون و با بودنت بهم امید زندگی بده

بمون که با هر نفس تو من نیرو میگیرم

پس بمون و کنارم بمون

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:31  توسط تارا شمیم | 
 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام..
تارا هستم تارا شمیم.
از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین
کمال تشکر را دارم
مرسی..

نوشته های پیشین
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آن چه که گذشت
دردل
بازهم سلام
گل ایینه
شب های تنهایی دل تارا
غصه شبانه
مرغ افسانه
شب سرد زمستون
وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم
روز نو شبی نو
حسین که بود
همزبانان
محمد
سمن بویان(بهونه)
این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم
Armageddon
نونا جون
شقایق عزیز
نانا جان عزیز
دنیای بارونی من

JavaScript Codes JavaScript Codesan>