![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
در میان آسمان و زمین در خلعی از هیچ بودن بسر میبرم شبها در انتظار صبحی که غصه هایش به پایان آمده باشد و روزها را در انتظار شبی که با ریختن اشک از غصه ها رهایی یابم ولی... روزگاریست که در خود شکستم و صدای شکستنم گوشم را کر کرد از درون خالی شدم از هر چه هست نیستم و هستم. من چه هستم؟ چه بودم و چه شدم و سرانجامم چه خواهد شد. وااااای خدای من سرم پر شده از چراها... خود را برای مبارزه ای سخت و سنگین آماده کرده ام و خوب میدانم که بازنده منم زیرا که میدانم بازنده منم زیرا که میدانم تقدیرم جز این است و بی خود به این مبارزه تن در میدهم. جای من گور سردیست که خوب میدانم به زودی روانه آن خواهم شد و هر چه دارم را میدانم که در این قمار خواهم باخت و جز کفن و قلبی عاشق چیزی نخاهم داشت. آری من آن روز شکستم و تمام قوایم را جمع کردم که تیکه هاسم را دوباره بهم بچسبانم ولی باز میدانم که بی فایده است زیرا که خوب میدانم این منی که وصله پینه شدهدیگر آن من نخواهد شد . و ای کاش هرگز آن اتفاق نمی افتاد... تقدیر با من که چه ها نکردو با این قلب دردمندم چه بازی ها که نکرد سرنوشت نیز مرا از قله رفیع تا پست ترین دامنه آن فرود آورد.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 0:12 توسط تارا شمیم |
|
|
درو گران پگاه پنجره را به پهنای جهان میگشایم جاده تهی است. درخت گرانبار شب است. ساقه نمی لرزد.آب از رفتن خسته است تو نیستی نوسان نیست. تو نیستی وتپیدن گردابی است. تو نیستی و غریو رودها گویا نیست و دره ها ناخواناست. میآیی شب از چهره ها بر می خیزد راز هستی می پرد میروی چمن تاریک میشود جوشش چشمه می شکند چشمانت را میبندی ابهام به علف می پیچد. سیمای تو می ورزد وآب بیدار میشود می گذری و آیینه نفس میکشد. جاده تهی است. تو باز نخواهی گشت و چشمم به راه تو نیست. پگاه دروگران از جاده روبرو سر می رسند رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند ومن چه بیهوده به انتظار نشسته ام و این تقدیر من است روزگاری که جز نیرنگ چیزی نداشت . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 17:39 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |