![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
سلام ،سلامی به وسعت عشق
سلامی به زیبابیی یک گل
سمن جون قشنگم باز هم اومدم . اومدم تا برات باز هم حرف بزنم.از چی خودم هم نمیدونم.فقط بگم دلم پر از غصه است. هر چی هم بگم آرامش پیدا نمیکنم. چرا ؟ نمیدونم ....... بزار هیچی نگم بزار باز هم از سهراب برات بگم.
گل کاشی باران نور که از شبکه دهلیز بی پایان فرو می ریخت روی دیوار کاشی گلی را می شست. مار سیاه ساقه این گل در رقص نرم و لطیفی زنده بود. گفتنی جوهر سوزان رقص در گلوی این مار سیه چکیده بود. گل کاشی زنده بود در دنیایی راز دار، دنیای به ته نرسیدنی آبی. هنگام کودکی در انحنای سقف ایوان ها، درون شیشه های رنگی پنجره ها، میان لک های دیوار ها ، هر جا که چشمانم بیخودانه در پی چیزی نا شناس بود شبیه این گل کاشی را دیدم و هر بار رفتم بچینم نگاهم به تار و پود سیاه ساقه گل چسبید و گرمی رگ هایش را حس کرد: همه زندگی ام در گلوی گل کاشی چکیده بود. گل کاشی زندگی دیگر داشت . آیا این گل که در خاک همه رویاها یم روییده بود کودک دیرینرا می شناخت ویا تنهامن بودم که در او چکیده بودم، گم شده بودم ؟ نگاهم به تار و پود شکننده ساقه چسبیده بود. تنها به ساقه اش می شد بیاویزد. گلی را که خیالی می پژمراند؟ دست سایه ام بالا خزیید. قلب آبی کاشی ها تپید. باران نور ایستاد:رویایم پر پر شد. به امید روزی بهتر بدرود |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 16:2 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |