![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
سلام بازهم سلام
سمن جون عزیز من من باز هم اومدم که به تو سر بزنم. میدونم که دیر میام و زود میرم. ولی چه کنم عزیز من که دیگه مثل سابق نمیتونم شعر هاپر از احساس بگم و همین منو از تو غافل کرده. دوست داری باز هم از سهراب بگم؟ یه شعری از سهراب با اسم خودم
از تارم فرود آمدم ،کنار برکه رسیدم . ستاره ای در خواب طلایی ماهیان افتاد. رشته عطری گسست.آب ازسایه افسوسی پر شد. م.جی غم را به لرزش نی ها داد. غم را از لرزش نی ها چیدم ، به تارم بر آمدم،به آیینه رسیدم.چ غم از دستم در آیینه رها شد:خواب آیینه شکست. از تارم فرود آمدم،میان برکه وآیینه ،گویا گریستم. امیدوارم که خوشتون اومده باشه. بازهم سر میزنم.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 23:53 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |