![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
سلام ای دوست دل سوخته تر از همه سوختگانم از جمع پراکنده رندان جهانم در صحنه بازیگری کهنه دنیا عشق است قمار منو بازیگر انم با آن که همه باخته در بازی عشقم بازنده ترین هست در این جمع نشانم ای عشق از تو زهر است به کامم دل سوخت از او ماندم بر آن من ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت من زنده از این جرممو حاضر به مجازات مرگ است مرا گر بزند حرف ندامت باید که ببازم با درد بسازم در مذهب رندان این است نمازم عمری است که میبازمو یک بار ننالم اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم من درد به در عشقمو رسوای جهانم چون سایه به دنبال سر عشق روانم او کهنه حریف من ومن کهنه حریفش سرگرم قماریم منو اون سر جانش باید که ببازد با درد بسازد در مذهب رندان این است نمازم
بدرود تا مدتی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 0:3 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |