![]() |
![]() |
|
| سمن بویان غبار غم چو بنشیند بنشانند،،،پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند |
|
در میان آسمان و زمین در خلعی از هیچ بودن بسر میبرم شبها در انتظار صبحی که غصه هایش به پایان آمده باشد و روزها را در انتظار شبی که با ریختن اشک از غصه ها رهایی یابم ولی... روزگاریست که در خود شکستم و صدای شکستنم گوشم را کر کرد از درون خالی شدم از هر چه هست نیستم و هستم. من چه هستم؟ چه بودم و چه شدم و سرانجامم چه خواهد شد. وااااای خدای من سرم پر شده از چراها... خود را برای مبارزه ای سخت و سنگین آماده کرده ام و خوب میدانم که بازنده منم زیرا که میدانم بازنده منم زیرا که میدانم تقدیرم جز این است و بی خود به این مبارزه تن در میدهم. جای من گور سردیست که خوب میدانم به زودی روانه آن خواهم شد و هر چه دارم را میدانم که در این قمار خواهم باخت و جز کفن و قلبی عاشق چیزی نخاهم داشت. آری من آن روز شکستم و تمام قوایم را جمع کردم که تیکه هاسم را دوباره بهم بچسبانم ولی باز میدانم که بی فایده است زیرا که خوب میدانم این منی که وصله پینه شدهدیگر آن من نخواهد شد . و ای کاش هرگز آن اتفاق نمی افتاد... تقدیر با من که چه ها نکردو با این قلب دردمندم چه بازی ها که نکرد سرنوشت نیز مرا از قله رفیع تا پست ترین دامنه آن فرود آورد.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 0:12 توسط تارا شمیم |
|
| درباره وبلاگ |
سلام..
تارا هستم تارا شمیم. از این که به بنده افتخار دادین و به وبلاگ من سر زدین کمال تشکر را دارم مرسی.. |
| آن چه که گذشت |
|
دردل بازهم سلام گل ایینه شب های تنهایی دل تارا غصه شبانه مرغ افسانه شب سرد زمستون وشکستم ،و دوبدم ،وفتادم روز نو شبی نو حسین که بود |
| همزبانان |
|
محمد سمن بویان(بهونه) این بهترین کادویی که از دوستم نونا گرفتم Armageddon نونا جون شقایق عزیز نانا جان عزیز دنیای بارونی من |